تاریخ انتشار :جمعه ۳۰ مهر ۹۵.::. ساعت : ۵:۰۳ ق.ظ
فاقددیدگاه

درد و دل یک شهروند با «احسانی» عضو (دائم) شورای شهر کرمانشاه

یک شهروند کرمانشاهی متنی را خطاب به سید احسان احسانی عضو شورای اسلامی شهر کرمانشاه نوشته و آن را برای پایگاه خبری راوند خبر جهت انعکاس به عموم، فرستاده داده است.

درد و دل یک شهروند با «احسانی» عضو (دائم) شورای شهر کرمانشاه


جناب آقای احسانی؛ هفته گذشته مصاحبه ای از شما در خبرگزاری مهر کرمانشاه منتشر شد که به مشکل ترافیک شهر اشاره و عنوان کرده بودید: «هیچگونه نظم ترافیکی در شهر نداریم، راهور کم کاری می‌کند، باید مسئولان شورای ترافیک را در جلسات دعوت کرد که پاسخ کم کاری خود را بدهند و مشخص شود که در این مدت چه مصوبه‌ای داشتند؟ چقدر پول گرفتند؟ و چقدر حق جلسه دریافت کردند؟، مردم با بحث ترافیک مشکل دارند اگر گذری به میدان وزیری بیفتد با وجود گره ترافیکی و مشکل تردد اما مامور راهور را آنجا نمی‌بینیم، به عنوان یک شهروند از عملکرد راهور راضی نبودم و بسیاری از مردم نیز از عملکرد راهور راضی نیستند و توقع می‌رود که راهور سیستم مدیریتی و کاربردی خود را قوی‌تر کند تا سبب رضایتمندی مردم شود».

عضو محترم شورای شهر کرمانشاه؛
همانطوری که در مصاحبه موصوف به عنوان یک “شهروند” از خود یاد کرده و با انتقاد و طرح پرسش خواستار پاسخگویی پلیس راهور شده اید، بسیار مسئولانه و ارزشمند است و جای تقدیر دارد، که امیدواریم همه پاسخگو باشند و شفاف عمل کنند. که پیرو این عمل خداپسندانه جنابعالی، من هم بر آن شدم به عنوان یک شهروند از جنابعالی در ارتباط با وظایف حیطه کاریتان چند پرسش مطرح نمایم.

ابتدا باید عرض کنم، بنده نه بیکار جویای کارم نه گدا و تکدی گر، نه نسبت پسر خالگی با پلیس دارم، نه پدرکشتگی با شهردار وقت، نه صیغه خوانده شهرداران قبلی، نه با رقبای انتخاباتی شما بیعت کرده ام، نه حامی و هوادار یک جریان سیاسی هستم، نه …و… نه…

بلکه فقط یک رهگذر و شهروند عام مثل همه بندگان خدا، که به طور طبیعی خود را محق می داند مطالبات ابتدایی و حقوق حقه خود را از مسئولان، به خصوص مسئولانی که خود مستقیماً به عنوان وکیل و نماینده انتخاب کرده که مسئولیت آبادانی محیط زندگی خود و جامعه اش را به وی بسپارد، درد دل کند و چون فاقد سواد دیپلماتیک و هرگونه مهارت نگارش حرفه ای می باشم، با همان ادبیات و دانش عامیانه منظور و مقصودم را به طور واضح و روشن بیان می کنم، که امیدوام همانطوریکه مشکلات را از طریق رسانه ها به گوش موکلان خود می رسانید، پاسخ پرسشهای بسیار پیش پاافتاده و ابتدایی قریب به اتفاق موکلان خود را نیز پاسخگو باشید.

اگر در مقدمه به قشری از جامعه (گداها) و نهادهای حقوقی مثل پلیس و شهرداران اشاره شده، چون جمع آوری متکدیان فقط برای (۲۰ روز!!!) و (گره های ترافیکی) اخیر! شهر، دغدغه و موجبات ناخشنودی و نارضایتی شما را فراهم نموده بود و از بحر بیکرانه مشکلات و معظلات موجود، بطور مشخص به این موارد اشاره کرده اید که گویا تنها مشکل ما ترافیک شهری است و یا وجود واقعیتی به نام “متکدیان” که انگار موجودات عجیب غریبی هستند و یا از کرات دیگر به زمین آمده اند.

خیر جناب احسانی؛ اینها هم به شما و امثال شما وکالت داده اند از حقوقشان دفاع کنید، این قشر لزوماً مادرزاد گدا متولد نشده اند، چه بسا خیلی از اینها قربانی بی تدبیری مسئولانی هستند که استان غنی و ثروتمند کرمانشاه را به گدایی و آوارگی واداشته اند، بطوری که برای ادامه حیات به ناچار خانه و کاشانه خود را رها کرده به استان های دیگر پناه می برند.

آیا تا به حال با وسیله عمومی (اتوبوسهای عادی ۴۴ صندلی) سفر برون شهری داشته اید که این واقعیت را ببینید؟! آیا میدانید رها شدن و بی سرپرست ماندن خانواده اینها چه مشکلاتی برای نظم و امنیت عمومی جامعه به بار می آورد؟

اگر نمیدانید سهم شاغلین کلانشهر میلیونی کرمانشاه از بخش صنعت و این همه معدن کمتر از ۲۰ هزار!!! نفر است، قطعاً این را می دانید کرمانشاه (تنها) کلانشهر و مرکزی است که فاقد سیستم و چرخه حمل و نقل ناوگان درون شهری (تحت حمایت دولت می باشد) که قبل از تحویل سال ۹۵ یکباره کرایه اتوبوس مسیر آزادی به فردوسی را به میزان ۵۰% افزایش می دهید، این خدمت شما به موکلان در حالی صورت می گیرد که مراکز آباد و توسعه یافته، برای سفرهای درون شهری از بین مترو، اتوبوس و خطوط مجلل B.R.T حق انتخاب! دارند که امروز با کدام وسیله راحت و، ایمن و ارزان سفر کنیم که هم فال باشد و هم تماشا!؟

چرا یک بار نگفتید مگر ما چه تفاوتی با جماعت داریم؟ که اگر شهروند آن استان ها بعنوان مأمور مدتی در میان ما بوده، از انواع امتیازات و حق محرومیت و برخورداری از خدمت در منطقه جنگی استفاده کرده اما، ما که هنوز هم گاه و بیگاه طعمه تله های انفجاری کاشته شده دشمن می شویم… !؟

بله آقای احسانی؛ در چنین اوضاعی نه تنها گداها (برای آبروداری ۲۰ روزه تعطیلات) از کنترل خارج می شوند بلکه هر روز به لشگر آنها اضافه می شود.

جناب احسانی؛
بازتاب رسانه ای تلاش های شما در روزهای پایانی سال ۹۴ در جمع آوری، بازداشت و پنهان کردن همشهریان متکدی و گدا افتاده (ام الزشتی ها) در ایام تعطیل و نگهداری در اردوگاه ها در شب عید نوروز!!! خود نشانه علاقمندی شما به مردم فقیر و مستضعف می باشد و درست آنهایی که شما را وکیل و قیم خود قرار داده اند نماد زشتی چهره می دانید، بطوری که از نظر شما اینها حق ظاهر شدن در معابر زیبا و مدرن!!! دستپخت شما مسئولان زیباسازی چهره شهر را ندارند.

اگر ما امکان تفریح و مسافرت نداریم قطعاً برای شما عزیز کرده ها! سفرهای تکراری به سایر مراکز استان های کشور شاید دیگر لطفی نداشته باشد که اگر دو سال به تبریز یا اصفهان سفر نکنید، تحولات صورت گرفته چنان سریع است که به سختی محل های آشنا و قبلاً دیده شده را پیدا خواهید کرد. اما اگر پدر من در جوانی از بازار کاشیکاری ( قلب و ورودی مرکز شهر ) صفحه گرامافون تهیه کرده، امروز نوه اش از همان مغازه ها با همان شکل و شمایل بلکه فرسوده تر و ویرانه تر می تواند رم، فلش و گوشی هوشمند خریداری کند!!!

در کجای دنیا مثل این شهر!!! زمان نه تنها متوقف، بلکه برعکس چرخیده است؟ بطوری که مانند شهرک سینمایی اما به صورت زنده، در قدم به قدم خیابان مدرسش که نماد و شناسنامه شهر است، می شود همزمان با یک دوربین سریال سربداران را در خرابه های مجاور و انیمیشن مرد عنکبوتی را بر در و دیوار چند بانک و چند مجتمع تجاری فیلم کرد! و به نمایش گذاشت.

آیا نمای خیابان مدرس، تنها معبری که محل تردد هر مهمان و رهگذری است به نظر شما زشت نمی آید؟ در همین شاهرگ حیاتی شهر ده ها مجتمع تجاری با چند دهنه مغازه نه چندان لوکس و حتی گاه در دو طبقه وجود دارد که مجهز به سیستم پله برقی می باشند، مگر تعمیر و نگهداری یک ریل پله برقی میدان آزادی آن هم با آن حجم عظیم تردد، چقدر برای تشکیلات مدیریت شهری یک کلانشهر هزینه بردار است که گره ترافیکی کمتری را شاهد باشیم ؟

از همان میدان آزادی تا فردوسی که سراسر و قدم به قدم گره ترافیکی است، طی ۱۸ سال نظارت (نظاره) شما، چند گره را باز کرده اید، و طول ۱۸ سال که تعداد خودروها چند برابر شده آیا یک سانتی متر!!! در طول شریان های اصلی شهر ( آزادی، جلیلی، افشارطوس تا خود سراب قنبر) معبر جدیدی بازگشایی کرده اید که از پلیس راهور توقع ……. بجا دارید؟

جناب احسانی؛
وکیل و موکل که نامحرم نیستند، به جز (پلیس راهور!!!) که تولیدکننده گره های ترافیکی است، چه کسانی از موهبت قدرت ماوراء قانون برخوردارند و مانع و سد راه اجرای طرحهای عام المنفعه ملی می شوند و منافع باب میلشان به منافع ملی ارجعیت دارد و همیشه هم حرف اول را آنها می زنند ، زورشان به ملت می چربد و همواره پیروز میدان هستند؟!

مالکان املاک محدوده خیابان مدرس و تقاطع غیر همسطح میدان امام حسین (ع) که این همه خودرو را بهم گره می زنند چه کسانی هستند؟! اگر نشانی و آدرس صحیح (گره زنها) را بفرمایید، مطمئن باشید نیازمند هیچ نوع خطابه و تبلیغات زودهنگام و دور هنگامی نخواهید بود.

و اما، چون هزینه هایی که شورای اسلامی شهر بابت حقوق و مراتب مردم داری و حاتم بخشی هایی که به ما تحمیل می کنند، احتمالاً محرمانه بوده و اطلاعات موثقی در دسترس نیست، از کنار این بخش می گذرم، ولی این را در رسانه ها می بینم که هر چندوقت یکبار جلسات تودیع و معارفه شهردار و سرپرست و … پرسش من در این بخش این است: با جابجایی پر حاشیه و زیانبار شهرداران، بویژه آخرین مورد که به عزل شهردار قبلی و نصب شهردار وقت انجامید چه تغییرات بنیادی و اساسی صورت گرفت که آنقدر هم به آن می بالید و افتخار می کنید؟

اگر منظور شما از ایده های نو و ابتکار عمل موفقیت آمیز، رنگ آمیزی در و دیوار و نقاشی است، که جز تحمیل هزینه بیشتر عاید و بهره ای در پی نداشته، که برای یادآوری و رفع شبهه از باب جانبداری از شخص خاصی، مستند تصویری بخشی از این تحول عظیم!!! را جهت برداشت و قضاوت همشهریان عزیز تقدیم می کنم.

حال از کنار مصیبت وارده به تنها معبر و گذرگاه زیبای سابق بلوار شهید بهشتی که پیامد زیانبار بی درایتی از مرز گره ترافیکی گذشته و به کلاف بی سر و دم بدل شده آهسته رد می شوم چون قصه اش دراز است و غصه اش جانگداز.

البته اگر مدیریت شهری قبلی چنین ابتکاراتی (رنگ کردن) از خود به نمایش نمی گذاشت و چنین هزینه هایی به این فقیر فقرا و گداها!!! تحمیل نمی کرد در عوض با دست خالی از اعتبارات (دلار ۹ تومانی دوره های قبل که از برکت وجود مسؤلان مسئولیت پذیر، ما از برکاتش بی نصیب ماندیم) از گسترش و فراگیری انواع مهربانی ها از دیوار مهربانی گرفته تا ایجاد یخچال مهربانی آن هم با پذیرایی با چند وعده غذای گرم (که فقط یک گرسنه قدر و قیمتش را می داند نه شکم سیر از خدا بی خبر) و اسکان و سرپناه برای همین گداها (در دمای زیر صفر شبهای زمستان) و بی خانمان ها در پناهگاه های سرپوشیده و رسیدگی به نازیبایی ها، ولی به زعم شما زشتی های چهر ه شهر، که بی گمان محصول (بی تدبیری بی کفایتی و سوءمدیریت) های مرتبط با معیشت و بخش خدمات دولتی هستند، حمایت می کرد.

یکی از پرسشهای من بعنوان یک شهروند این است:
چرا عمر شهرداران منتخب و گمارده شما بطور میانگین کمتر از یک سال است؟!
اگر منصوب می کنید چرا بلافاصله معزول می کنید؟
اگر درست انتخاب نمی کنید چرا باید سالی یک با ر خطا را آزمایش و تکرار کنید!؟
چه کسی پاسخگوی تاوان این خطاهاست؟

جناب احسانی؛
در اظهار نظرتان از گره ترافیک معابر وزیری و فردوسی یاد کرده اید، اما من خواستم محدوده را کمی وسیعتر کنم که عمق و عظمت ماجرا بیشتر عریان و نمایان شود.

آنچه که مسلم و غیر قابل انکار است اینکه، از کمربندی شرقی تا غربی و از میدان شهدا تا میدان سنجابی به میدان آزادگان تا کوچه باغهای سراب قنبر، طی ۱۸ سال نظارت و مدیریت شما چه مبلغی تراکم فروخته شده، چه رقمی ماده ۱۰۰ اعمال شده، چه میزان عارضه های!!! نوسازی و بهسازی و……… با عناوین متنوع و بهانه های رنگارنگ دیگر دریافت کرده اید؟ و در مقابل چه میزان فضای سبز! خیابان! تأسیسات رفاهی! خدماتی! ایجاد کرده اید؟

آیا مشکل مدیریت شهری است یا نانخور شهر فراوان شده که دخلش کفاف خرجش را نمی دهد؟؟؟

و من الله توفیق

دیدگاه خود را به ما بگویید.